علم قبل از ایجاد خداوند به اشیاء؛ برتری دیدگاه علم بلا معلوم بر نظریة علم اجمالی در عین کشف تفصیلی

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 کارشناس ارشد فلسفه و کلام اسلامی

2 استادیار گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه سیستان و بلوچستان

چکیده

ملاصدرا، علم را در شمار صفات حقیقی ذات ­الاضافه دانسته و بر اساس اصل سنخیت، با شناخت صفت علم در انسان و رفع نواقص آن، همان معنا را در جهت کمال به خداوند نسبت داده است. یعنی همان گونه که در انسان، علم صفتی اضافی و نیازمند معلوم است، در خداوند نیز بر همین شاکله است؛ اما بدون جهات نقص. پس از پذیرش این مطلب، با توجّه به قواعدی چون «اتّحاد عاقل و معقول» و «بسیط الحقیقه کلّ الاشیاء»، صدرا دیدگاه خود دربارة علم الاهی را در نظریة «علم اجمالی در عین کشف تفصیلی» ارائه کرد. این نظریه با اشکالاتی مواجه است، از جمله: اضافی بودن علم؛ عدم تبیین علم خداوند به معدومات، ممتنعات و نحوة تعلق علم الاهی به جزئیات قبل از ایجاد تفصیلی اشیاء؛ قبول اتحاد عالم و معلوم در خداوند بر اساس علم حضوری؛ کل ­الأشیاء بودن حقّ ­تعالی؛ و ذومراتب دانستن ذات­ الاهی به دو مرتبة اجمال و تفصیل. در مقابل، روایات اسلامی، به منظور شناخت و تبیین علم الاهی، تقریر بدیعی از نظریة «علم­ بلا معلوم» را مطرح ­کرده­اند. جهات رجحان این نظریه، در قید «بلا معلوم» نهفته است که اضافی بودن صفت علم را نفی می­کند. نتیجة مهمی که در این نظر بدست می­آید، عدم تقیید و تحدید علم الاهی به معلوم می­باشد، که کاشفیّت اتمّ این علم را در پی دارد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Preexistence Divine Knowledge of Objects: The Priority of the Theory of “Knowledge without Object of Knowing” over the Theory of “Concise Knowledge along with Detailed Discovery”

نویسندگان [English]

  • Naeeime Moeeinoddini 1
  • Aliakbar Nasiri 2
چکیده [English]

Mūllā Sadrā sees knowledge as a real relational attribute and, based on the principle of congruity, by recognizing the meaning of human knowledge and purifying it from its shortcomings, he ascribes the very meaning of human knowledge to God. It means that Divine Knowledge as well as human one is a relational attribute and thus, it calls for an object of knowledge; but the difference is that Divine knowledge rejects any kind of imperfection. Given this assertion and a couple of rules such as "the simple in nature is all things", and “The union between the intellect and the intelligible”, he presented his view on divine knowledge by the theory of “concise knowledge along with detailed discovery”. This theory has encountered many drawbacks, including: relationality of the knowledge; lack of explanation for Divine knowledge of non-beings and impossible states of affairs and His Knowledge of details before creating creatures in detailed fashion; acceptance of the union of the knower and the known based on the presential knowledge; believing God to being all things; division of God’s essence into two stages of brief and detailed. In contrast, in “Islamic Hadiths”, the theory of “knowledge without object of knowing” has been proposed. The priority of this theory pertains to rejecting the idea that knowledge is always relational. An important consequence of this view is that knowledge will not necessarily have an object of knowing. This idea could have a vast influence on the debate on Divine knowledge.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Divine Knowledge
  • Acquired Knowledge
  • Presential Knowledge
  • Knowledge without Object
  • Islamic Hadiths
  • Mūllā Sadrā

برای مشاهده اصل مقاله به صورت کامل، بر روی لینک "اصل مقاله" در بالای صفحه کلیک کنید