نقد نظریه متناقض نمایی تجارب عرفانی استیس در عرفان اسلامی، با تاکید بر آرای ابن عربی

نویسنده

استادیار گروه فلسفه، دانشگاه تهران، پردیس قم

چکیده

این مقاله، نظریة متناقض­نمائی تجارب عرفانی که توسط استیس، مؤلف کتاب «عرفان و فلسفه»، ارائه شده است را با توجه به مباحث عرفان اسلامی، به نقد کشیده و نشان می­دهد این نظریه که متضمن غیرعقلانی بودن عرفان است، با مبانی عرفان اسلامی سازگار نیست. دلیل اصلی این عدم تطابق، نگرش نادرست استیس در تفسیر اندیشة وحدت وجود می­باشد که در آن، تفکیک عمیق مقام احدیت و واحدیت را ناشی از توجیه عرفا دانسته و به هیچ می­انگارد؛ حال آن­که این تفکیک، به ویژه در عرفان اسلامی، ناشی از تفکیک وجود و مظاهر آن است.
وجود حقیقتی یگانه و موصوف به وحدت است، و مظاهر وجود متکثّر و موصوف به کثرت هستند. کثرات از حیث هستی، اضافه و عین­الربط به آن هستی یگانه بوده و هستی مستقل ندارند. از این رو، نظریة «وحدت در عین کثرت» حامل هیچ­گونه تناقضی نیست؛ هر چند که وحدت ضدین در ساحت هستیِ احد را به عنوان یک ضرورت عقلی می­پذیرد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Stace Theory on "Parodoxicality of Mystical Experiences" in Islamic Mysticism: Critical View With Regard to Ibn Arabi`s Thoughts

نویسنده [English]

  • yahya kabir
برای مشاهده اصل مقاله به صورت کامل، بر روی لینک "اصل مقاله" در بالای صفحه کلیک کنید