نظریه مطابقت صدق راسل، به موازات تحولات وی

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه خواجه نصیر الدین طوسی

2 استاد گروه فلسفه، دانشگاه علامه طباطبایی

چکیده

در این مقاله تلاش کرده­ایم نظریّة مطابقت راسل را با توجّه به تحوّلات فیلسوف در طول حیات فکری­اش، در آثار فراوان او مورد پژوهش قرار داده، تحلیل و در مواردی نقد کنیم. تغییر در نظریّة صدق او، به دنبال تغییراتی است که در نظریّة باور وی رخ داده است. زمانی که او باور را گرایشی ذهنی می­دانست که معطوف به قضایا است، بر آن بود که صدق و کذب، صفات تعریف ناپذیر قضایا است. اما زمانی که به این اندیشه دست یافت که باور نسبتی است بین ذهن و چندین شیء و متعلّق، روایت دیگری از مطابقت را اختیار کرد. بعدها، زمانی که او قضایا را به محتوای باورها برگرداند، سرانجام بر آن شد که نظریّة مطابقت را به دقیق­ترین معنای کلمه حفظ کند. در پی آن، نظریّة دیگری اختیار کرد که بر طبق آن، قضیّة موجبه از نوع مشاهدتی، در صورتی صادق است که با قرار دادن معنای هر یک از واژه­ها به جای آن، به یک امر واقعی بینجامد.
در این پژوهش نشان داده­ایم که این فیلسوف، با همة فراز و نشیب­ها، در دوره­های تطوّر اندیشة فلسفی­اش، همواره به نظریّة مطابقت پای­بند و وفادار بوده است و در هر دوره، روایتی از آن نظریّه را هماهنگ با منظومة فکری­اش در آن دوره، به دست داده است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Russell's Correspondence Theory of Truth, Parallel with His Developments

نویسندگان [English]

  • mortaza gharaee 1
  • abdollah nasri 2

برای مشاهده اصل مقاله به صورت کامل، بر روی لینک "اصل مقاله" در بالای صفحه کلیک کنید